سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ما را حقى است اگر دادند بستانیم و گرنه ترک شتران سوار شویم و برانیم هر چند شبروى به درازا کشد . [ و این از سخنان لطیف و فصیح است و معنى آن این است که اگر حق ما را ندادند ما خوار خواهیم بود چنانکه ردیف شتر سوار بر سرین شتر نشیند ، چون بنده و اسیر و مانند آن . ] [نهج البلاغه]

مرآت

   چند سال آخر حیات امام(ره)، سال‏هاى سختى بود. ما هم سال‏هاى سختى داشتیم و حزب الله داشت از فتنه‏ها از بین مى‏رفت؛ حتى در آن شرایط سخت داخلى، امام ما را رها نکرد. در شرایطى که امام در آخر حیات به مسائل جزئى توجهى نداشت؛ ولى وقتى مى‏رفتیم تهران، ما را مى‏پذیرفت؛ حتى ما براى مسئله خاصى، گاهى تنها مى‏رفتیم؛ بدون حتى سید احمد؛ گاهى فقط من و امام بودیم؛ مى‏دانم هیچ جایى امام با این مشکل و با این طریق برخورد نمى‏کرد.
   آن سال‏ها امام پیامى براى حجاج نوشتند که ما هم آن روز نفهمیدیم؛ فرمودند: «جهاد حزب الله لبنان، حجت الهى است بر علماى جهان اسلام». ما فکر کردیم مى‏خواهد روحیه به ما بدهد. ما امسال پس از 12 سال فهمیدیم که حجت الهى شد بر فلسطین؛ بر دولت‏ها؛ بر فقها که نتیجه‏اش پیروزى بود.
   پس از امام هم الحمد لله همین طور بود. مقام معظم رهبرى همین طور رفتار کردند. از نقاط مثبت، این بود که امام در مسائل مختلف، نماینده داشت. آقاى خامنه‏اى همه کاره مسائل لبنان از طرف امام بود که ما در زمان حیات امام به آقاى خامنه‏اى مراجعه مى‏کردیم؛ لذا ادامه دادیم. همین طور حل مشکلات سیاسى و فقهى را داشتیم؛ از طرف ایشان و از ثمرات رهبرى ایشان این بود که پس از ده سال، وضع داخلى لبنان آرام شد؛ زندگى سیاسى شروع شد؛ مجلس و کابینه و... شکل گرفت. در این شرایط، خود به خود، انسان گرایش به کار سیاسى پیدا مى‏کند؛ چون جهاد، خسته کننده است؛ «کتب علیکم القتال و هو کره لکم». آدم در صحنه سیاسى مى‏رود و مى‏گوید ما مجاهدیم و جهاد سیاسى مى‏کنیم و مبارزه را رها مى‏کند؛ لذا درون تشکیلات ما این تفکر به وجود آمد که ما قوى‏ترین پایگاه مردمى هستیم. نگاه نکنید به چند نماینده در مجلس و شهردارى‏ها، انتخابات، آزاد نیست؛ تحمیلى است؛ سورى‏ها و... دخالت مى‏کنند؛ جعل مى‏کنند؛ تقلب مى‏کنند. ما از آنها تشکر مى‏کنیم که اجازه دادند 12 نفر از ما به مجلس بروند. این جا کار رهبرى این بود که به حزب الله مى‏گفت: «کار سیاسى مهم است؛ نباید رها کرد؛ ولى اولویت، جهاد و مبارزه با اسراییل است که باب الخیر است. شما اگر مى‏خواهید عزیز شوید، مردم طرفدار شما باشند، خدا راضى شود و دنیا و آخرت داشته باشید، راهش در مبارزه است» و اگر آقا این خطر را نشان نمى‏داد، ما مى‏رفتیم در کار سیاسى و مبارزه را رها مى‏کردیم و جنوب دست اسراییل مى‏ماند... . این پیروزى، ده‏ها سال زمان مى‏خواست؛ ولى خیلى زود به نتیجه رسیدیم.
این جا ما از همه تحولات داخلى ایران اطلاع داریم. در جهان اسلام، کشورى مثل لبنان، رسانه‏هاى گروهى ندارد. بچه دوساله در لبنان، سیاسى است. بلوغ سیاسى، خیلى زودتر از بلوغ شرعى است. پس از انتخاب آقاى خاتمى، رسانه‏هاى گروهى گفتند: دیگر انقلاب از جریان‏هاى جهادى حمایت نمى‏کند؛ مى‏رود سراغ صلح و سازش و در مورد اسراییل هم بالاخره تجدید نظر مى‏کند. ما هم در مقابل این هجمه تبلیغاتى بزرگ، مى‏گفتیم: این طور نیست و ارتباط صمیمانه‏اى هم داشتیم با آقاى خاتمى؛ زمانى که وزیر ارشاد بود. اتفاقاً یکى دو روز پس از دوم خرداد، یک فرستاده ویژه از طرف آقاى خاتمى این جا آمد؛ به خاطر جو تبلیغاتى و گفت: همان طور که قبلاً حمایت بود، ادامه خواهیم داد؛ بلکه بهتر و بیشتر و به همه اطمینان بدهید. این پیروزى (آزادى جنوب لبنان)، واقعاً بزرگ و الهى بود. روز اول پیروزى، مصاحبه مطبوعاتى داشتیم که همه رسانه‏هاى دنیا منتظر موضع ما بودند. اولین جمله را که
گفتم و شاید عده‏اى از امام(ره) چیزى در ذهنشان باقى نمانده بود، این بود: «بسم الله الرحمن الرحیم. هذا الانتصار، انتصار الامام خمینى، این پیروزى، پیروزى امام خمینى است». ده‏ها تلویزیون و شبکه ماهواره‏اى در تمام دنیا، حتى آمریکا، مستقیم پخش مى‏کردند. ما تأکید کردیم که این پیروزى، مال امام است؛ مال ایران است... لذا دیدیم این فرصت طلایى است که باید این جهاد را به صاحب اصلى آن نسبت دهم و دوباره امام مطرح شد. در جهان عرب و در جنگ ایران و عراق، خیلى تبلیغ مى‏کردند که عراق طرفدار مبارزه با اسراییل است. ما اعلام کردیم که به مرحله‏اى رسیدیم که در مورد اسراییل، ایران حرف اول را دارد. ما بنا نداریم در خارج لبنان پایگاه داشته باشیم. حزب الله، حرف اول را مى‏زند و خیلى احترام دارد؛ به خاطر این پیروزى که در طى جنگ‏هاى اعراب و اسراییل، همیشه اعراب شکست مى‏خوردند و این پیروزى به دست شیعه بود. ایران در لبنان و خاورمیانه، نقش داشت؛ حضورش بالاتر از آن است که مردم ایران و حتى تحلیل گران سیاسى در روزنامه‏ها فکر مى‏کنند. عده‏اى در روزنامه‏هاى ایران نوشتند: «چقدر به لبنان کمک مى‏کنید؛ به مسائل خود بپردازیم». از این پیروزى، ایران در تمام جهان عرب و اسلام و بلکه در جهان، حضور سیاسى محکمى پیدا کرد و وقتى ما سه یا چهار اسراییلى اسیر مى‏گیریم؛ دبیر کل سازمان ملل و وزراى خارجه کشورهاى جهان از من وقت مى‏خواهند؛ سفیر روسیه از من وقت مى‏خواست. من گرفتار بودم و دفتر من چند بار اطلاع داد و آخر سر وقت دادیم. من نمى‏دانستم از طلب ملاقات تا وقت ملاقات چقدر گذشته بود. او گفت: پس از شش ماه، الحمد لله به من وقت دادند؛ نه این که ما خیلى مهم هستیم؛ یعنى توجه دنیا چقدر به لبنان و حزب الله معطوف است. اگر چه برخى گروه‏ها، شاید نصف مجلس دستشان باشد، ولى در دنیا معروف نیستند. این مسئله، عقیدتى است. در ایران، در مورد مسئله این جا، اختلافى نیست؛ علیرغم اختلاف در مسائل دیگر. ما سعى کردیم در این 18 سال، مال این جناح و آن جناح نباشیم. در زمان امام، حزب الله، مال امام بود و پس از او، مال رهبر است؛ یعنى مقام و نه شخص. ما در زمان حاکمیت جناح راست گفتیم ما راست نخواهیم شد و در زمان حاکمیت جناح چپ گفتیم چپ نخواهیم شد. از این تحولات، مثل مرحله سازندگى، از مثبت و منفى استفاده مى‏کنیم. از آن حادثه دوم خرداد هم خوب استفاده کردیم. پس از پیروزى جنوب، ما نگفتیم اولویت ما بحث اقتصادى و سازندگى است؛ مطرح کردیم؛ اما نه به عنوان اولویت مطلقه؛ یعنى مهم است؛ ولى اولویت ندارد. روز دوم پیروزى، به واحدهاى فرهنگى دانشجویان، دانش‏آموزان و خواهران و پیش آهنگان دانش‏آموز که با لباس جذب مى‏شوند، گفتیم: فعال شوید؛ ما حاضریم هر چه بخواهید، کمک کنیم. قرض گرفتیم تا بروند از لحاظ فرهنگى و اجتماعى کار کنند که نسل بعدى را از دست ندهیم. ما نسل جوان را فقط براى جنگ نمى‏خواهیم. گفتیم با جوانان مصاحبه کنید؛ سؤال و جواب کنید. این را از تحولات ایران کمک گرفتیم که پس از جنگ، مسئولین رفتند سراغ اقتصاد و جوانان از نظر فرهنگى رها شدند.
   در ذهن کسى جا نیفتد که حزب الله یعنى تشکیلات تابع فلان نهاد در ایران. آقاى خاتمى چند بار اعلام کرد که نهادهاى مربوط به ریاست جمهورى، حق ندارند از ما چیزى بپرسند. اگر ما خواستیم، اطلاع مى‏دهیم یا خواستیم، مشورت مى‏دهیم. حزب الله، تابع ولایت است و حمایت سیاسى و معنوى آن از جانب ایران است؛ ولى هیچ کس در ایران، حتى آقا نمى‏گوید بکن؛ نکن. امام هم این طور بود؛ جز در مسائلى که ما از ایشان مى‏پرسیدیم. آقا هم مى‏گوید: اگر سؤالى دارید، از ما سؤال کنید؛ خودتان عاقلید؛ اسلام را مى‏شناسید؛ عمل کنید؛ ما پشتیبانى مى‏کنیم. حال برخى مسائل ابتدایى به عنوان پیشنهاد به ما مى‏گفتند که خودمان تصمیم مى‏گیریم و مشاور داریم؛ خودمان عمل مى‏کنیم. ما بدون مراجعه به ایران، مى‏توانیم منطقه را آرام کنیم؛ مى‏توانیم حمله کنیم. ما هم انقلابى هستیم؛ اما انقلابى عاقل هستیم؛ انگیزه داریم؛ عقل داریم و این مال، جمهورى اسلامى است؛ نه شخص و جریان خاصى و اگر دستاورد سیاسى و عقیدتى و... پیدا شود، مال ما نیست؛ مال تمام جمهورى اسلامى است و نه شخص و جناح خاص.
   وقتى انتقاضه شد، کشورهایى که ملت‏هایشان مرده بودند، مثل مراکش، حضور قوى داشتند که دو میلیون تظاهر کننده داشت ولى ملت ایران و دانشجویان، ضعیف عمل کردند. ما در تاریخ اسلام نداشتیم که این قسمت خمس و سهم امام را به فلان گروه سنى بدهید، در فقه، شیعه بودن، شرط است؛ اما امام اجازه دادند که به بچه‏هاى فلسطینى سهم امام بدهیم. این، نشانه اهمیت دادن امام به فلسطین بود که از اجماع فقه شیعه رد شد [عبور کرد].
   ایران در دل معرکه است؛ در عمق صحنه است؛ بدانید یا ندانید. قبل از دوم خرداد، ما متهم بودیم که اصلاح طلب هستیم. ما یقین داریم که حرکت شما اصلاحى است، نه افسادى. والسلام

منبع:porseman.net




پیمان ن. ::: جمعه 85/11/27::: ساعت 7:0 عصر

 
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 2


بازدید دیروز: 1


کل بازدید :2800
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
 
>>آرشیو شده ها<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<